![]() |
![]() |
|
| امانتداری و اخلاق در استفاد ه از عکس ها، با ذکر منبع |
|
به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.
بسم رب الهادی المهدی صاحب عصری که عالم وامدار اوست گرچه دجالان بدآهنگ گرچه شیطان های بد ترکیب داردار و واق واق خویش را آواز می گویند این نه موسیقی ست این نه شعر و نه ترانه این همه فحش است این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب کارگردان استخوانی پرت خواهد کرد پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو آن دَل هرجایی یابو مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر مزد این چندین دهان بی چاک استخوانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:8 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
امروز در جلسه عکاسان مطبوعاتی سوالاتی مطرح شد که جواب آنها توسط رئیس هیات مدیره خانه مطبوعات آقای "طاهری" داده شد که بجاست از ایشان هم تشکر لازم را داشته باشم چون در این زمینه اطلاعات کافی را ارائه دادند و (همچنین جناب آقای "گنجعلیخانی" سرپرست محترم خانه مطبوعات)اما لازم می دانم نکاتی مبسوط راجع به این عکس ها ارائه دهم.
اول اینکه عکس ها مربوط به سازمان اسناد می باشد و شخصی بنام سلطانی یا سلطانزاده عکاس ماجرای آتش سوزی بوده نه شخص دیگری که این موضوع در مصاحبه 3 سال پیش سیما با این فرد به اثبات رسیده است و نیاز به توضیح ندارد و بنده عکس ها را از خود سازمان اسناد تحویل گرفته ام. دوم اینکه این عکس ها ی رنگی نتیجه 3 ماه کار و تحقیقات من در این زمینه بوده که این تحقیقات شامل تحقیق میدانی از محل آتش سوزی مسجد جامع کرمان و نیز مصاحبه با افراد از جمله کسانی که در واقعه حمله وآتش زدن مسجد دست داشتند و نیز مدافعین مسجد می باشد که ماحصل و نتیجه کار شاهد هستید که به اندازه سر سوزنی با عکس های روز حادثه مو نمی زند, به طوری که برای ثبت تصویر یک کامیون بنز در عکس که مطابق عکس روز حادثه باشد 10 روز تمام مقابل بازار با انتظار نشستم تا نتیجه مطلوب حاصل شد(عکس شماره 4) و این یعنی زنده کردن یک ماجرای بسیار تاثیر گذار در تاریخ انقلاب توسط یک عکاس. سوم اینکه تلاش من بر این بوده که حال و هوای آن روزها را زنده کنم که خوشبختانه موفق شدم در (عکس شماره 1 ) همان پنجره ایی که مورد هجوم عمال رژیم منحوس پهلوی قرار گرفته است با همان زاویه و ترکیب عکاسی کرده ام. که به کشف حس و حال آن زمان با دیدن دو عکس با فاصله 33 سال از هم حس هم زاد پنداری در بیننده شکل می گیرد. چهارم اینکه لازم است از دوست خوبم آقای حسن قاعدی دبیرسرویس عکس وقت فارس تشکر لازم را داشته باشم که باعث شد جرقه این موضوع را در ذهن من زده شود. کاری که این روزها از دست هیچ پیشکسوتی بر نمی آید. پی نوشت: این گزارش تصویری در سال 1388 جزو برترین عکس های خبری سال ایران انتخاب شد. و بخشی از عکس ها: عکس های سیاه و سفید مربوط به روز حادثه آتش سوزی مسجد و کتاب کلام الله مجید است و عکس های رنگی مربوط به من: =====================================================================
=============================================================== باقی بقایتان..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 1:22 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
سلام
این روزها به اندازه تمام عمرم سرم شلوغ است... چند روز دیگر حرفهایی برای گفتن دارم, اگر حوصله داشته باشید بخوانید خواهم نوشت. فعلا اینجا هستم: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 23:46 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 1:44 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
رای اولی ها |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 21:48 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
این خروش ملت ایران است پس از ۳۳ سال:
هنوز بر آرمانهای امام رحمه الله و مقام منیع ولایت ایستاده ایم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:48 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
عدالت با طعم خشت و گل
ادامه عکس ها در خبر گزاری مهر در لینک زیر |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 7:27 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
|
RSS
|



